< کارمندان دانشگاه گيلان

 
 
 
خداحافظی
ساعت ٩:٠٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/۳  

بعد از طرح بودن یا نبودن وبلاگ،  برخی دوستان ناراحت شدند و توصیه کردند این کار را نکنیم آنها که ما را می شناسند مستقیما از ما خواستند و تعداد معدودی هم پیام دادند. البته کسانی هم هستند که دوست دارند ما نباشیم . آنها از اینکه نظرات مخالف نظرات آنها گفته شود بیم دارند بنابراین طبیعی است که از نبودن ما خوشحالند. دوستانی هم شجاعت ما را زیر سئوال بردند شاید حق با آنها باشد اما خوشحال می شویم شجاع تر از ماها بیایند و سکان را به دست بگیرند. در حاشیه ماندن و دیگران را دعوت به مقاومت کردند چندان کار ساز نیست.

به هر حال با جمیع جهات ما به این نتیجه رسیده ایم کار وبلاگ را در همینجا تمام کنیم اما این به معنی مرگ ما نیست . بی شک فعالیت ما در عرصه روشنگری همچنان به شیوه های دیگر ادامه خواهد داشت و شاید در فرصتی مناسب با عنوانی دیگر وبلاگی تاسیس کنیم .

ما همچنان بر موضع انتقادی خود هستیم و اگر می بینید میدان را خالی کرده ایم باور بفرمایید ناچاریم . همه چیز قابل گفتن نیست زیرا مشکلات ما را دو چندان می کند .

درمدتی که وبلاگ داشتیم مطالب زیادی درج شد که یقینا بسیاری را هم خوش نیامد از آنها پوزش می طلبیم قصد ناراحت کردن شان را نداشتیم . وبلاگ برای همه فرصت ایجاد کرد که حرفشان را بزنند و کسانی هم که احساس می کنند از طریق این وبلاگ حقشان ضایع شده می توانستند از خود دفاع کنند و اگر نکردند ما بی تقصیریم.

تمام تلاش ما این بود که به حریم خصوصی افراد وارد نشویم و نشدیم . اطلاعات زیادی برای ما ارسال می شد که حتی برخی مستند بود و اتفاقاً از آن کسانی بود که همواره بر ما فشار می آوردند اما چون به مسائل خصوصی آن فرد مربوط می شد هیچگاه مطرح نکردیم . البته مسائل خصوصی را برخی چنان تعمیم داده اند که شامل همه چیز می شود مثلا سوء استفاده یک مدیر برای استخدام اقوام و فامیل خود را مسائل خصوصی آن مدیر دانسته و بر ما برای افشای آن خرده گرفته اند که یقنا ما با آنها همعقیده نیستیم .

برخی از دوستان شاغل در بخش مالی معترف بودند از زمانیکه وبلاگ در دانشگاه گیلان راه افتاد جلوی بسیاری از تخلفات مالی از ترس افشای آنها گرفته شد و ما خوشحالیم که توانستیم حدالاقل به عنوان یک عامل بازدارند عمل کنیم البته همیشه اینگونه نبوده است .

با همه بدیها و خوبیها رفتیم واز  دوستانی که امکانات  راه اندازی وبلاگ دارند می خواهیم که حتما این کار را بکنند افکار عمومی دانشگاه شدیداً به وجود چنین رسانه ای احتیاج دارد .

ما همچنان پشتیبان جنبش سبز مردم ایران هستیم و برای تحقق آرمانها اولیه مردم در انقلاب شکوهمند اسلامی به وسع خود تلاش خواهیم کرد و معتقدیم که سیاهی ها روزی به در خواهد رفت و امپراطوری دروغ و عوام فریبی و حاکمیت صاحبان زر و زور و تزویر سقوط خواهد کرد و جمهوری اسلامی ایران با بهره گیری از توانایی تمام ایرانیان سخت کوش وبا فرهنگ و در چارچوب قانون اساسی بر آمده از اراده همه ایرانیان دوباره راه رشد و ترقی را خواهد پیمود.

همه همکاران بزرگوار و دوستان وبلاگی را به خدای بزرگ می سپاریم

خداحافظ



 
بودن یا نبودن ؟!!
ساعت ٧:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/۱  

دوستان عزیز سلام . مدتی در خدمت نبودیم . علتش این است که تعطیلات ۵ روزه و بعد از آن درگیرشدن با آزمون کارشناسی ارشد فرصت نوشتن به ماه نداد. از طرفی با توجه به سهمیه بندی اینترنت و امنیتی کردن آن که به ایمیلهای همکاران هم کشیده شده ، کار برای ما بسیار سخت شده است . در چنین فضایی هم اداره کنندگان وبلاگ و هم خوانندگان دانشگاهی از داخل دانشگاه دچار دردسر می شوند .بر اساس شنیده ها یکی از دلایل اجرای این برنامه از سوی دانشگاه کنترل همکاران در ارتباط با این وبلاگ و سایر سایت های سیاسی است . به هر حال آگاهی و افزایش اطلاعات همکاران و مردم برای اقتدار دولتمردان عین سم مهلک شده است . آنها هر کاری می کنند که ما و شما از واقعیت و حقیقت مطلع نشویم . ما نیز رسالت خود می دانیم در مقابل این سیاست استکباری مقابله کنیم اما نمی خواهیم برای خود و سایر همکاران تولید دردسر نماییم . طی این مدت بارها تصمیم گرفته ایم بعد از سالها فعالیت به کار این وبلاگ پایان دهیم اما برایمان بسیار سخت است.بر سر دو راهی عجیبی گیر کرده ایم . دوستان مطلع شدیدا هشدار می دهند که باید کار را متوقف کنیم اما برخی نیز راههایی را پیشنهاد می دهند که خیلی هم اطمینان بخش نیست. به هر حال هنوز نمی دانیم چه کنیم . آنچه که بررسی ها ما را به آن رسانده توقف کار وبلاگ است. هنوز پرونده تعدادی از همکاران به جرم اداره این وبلاگ در دست بررسی است نمی خواهیم برای بازرسان استنادسازی کنیم . ما همچنان منتظر نظرات شما هستیم .

به ما بگویید چه کنیم بمانیم یا نه ؟ اگر بمانیم چه کار کنیم که دچار دردسرهای امنیتی نشویم . بله مسئله این است بودن یا نبودن



 
...و باز تواب سازی
ساعت ۸:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٢۱  

یکی از مشاوران برجسته آقایان خاتمی و میر حسین موسوی  که بعد از عاشورای امسال بازداشت شده بود از مستقیماً زندان به شبکه 2 صدا و سیما برده شد تا به اصطلاح تقلب در انتخابات را رد کند و به نقد اصلاح طلبان بپردازد.

دکتر تاجیک با  صدایی  گرفته و آه های عمیق و مکررش  صحبت می کرد.

برای تمامی سئوالات مجری یاداشتهای از قبل تهیه شده داشت که معلوم می کند در زندان این یاداشتها را نوشته و قبلا از سئوالات مطلع بوده است

هنوز برای مردم ایران مشخص نیست چگونه کسی که در تمام دوران اصلاحات از آن دفاع کرده و به سران آن مشورت داده دقیقا باید بعد از بازداشت و سلول انفرادی یک دفعه به این نتیجه برسد که راه او اشتباه بوده است .

تا همین چند روز پیش در رسانه های دولتی و وابسته به جریان افراطی حاکمیت خبر داده بودند که دکتر تاجیک جزوه ای در رد جمهوری اسلامی و راه سرنگونی او نوشته است و حتی فرزند شهید بهشتی را متهم کردند که در این کار با تاجیک همراه بوده است که البته همسر دکتر علیرضا بهشتی به نقل از ایشان این مطلب را تکذیب کردند . چگونه می شود کسی که به عنوان برانداز نظام ولایی بازداشت شده ظرف یکماه زندان، ولایتمدار می شود.

جالب اینجاست این نوع تواب سازی اصلا نتیجه نمی دهد و تازه اگر نگاهی به سایتها  بزنیم متوجه می شویم که جنبش سبزی ها نه تنها این نوع برنامه ها را باور نمی کنند بلکه برای کسانی که قربانی سیاست تواب سازی  می شوند دل می سوزانند و از او ناراحت نمی شوند و او را همچنان از خود می دانند مثل آقایان ابطحی و حجاریان و عطریانفر و دیگران . آنان همچنان برای مردم قابل احترام هستند در حالیکه در جریال انقلاب 57 اغلب کسانی که تحت فشار اعتراف می کردند و یا توبه می نوشتند شدیدا مورد شماتت جریانهای انقلابی قرار می گرفتند .

به هر حال به نظر می رسد مسئولان نظام بهتر است با این کارها بدبینی مردم را نسبت به خود افزایش ندهند و توصیه های مشفقانه دوستداران نظام را بپزیرند و از در تعامل با منتقدان و معترضان درآیند که یقینا فوائد آن نصیب همه خواهد شد و کشور از وضعیت فعلی رهایی خواهد یافت . باور بفرمایید سرکوبها جواب نمی دهد . به فرض با همه تدارکات وسیعی که کردید موفق شدند مانع ورود مردم معترض در راهپیمایی فردا شوید ،آیا فکر می کنید مشکل شما حل می شود ؟

-----------------------------------------------------------------

انقلاب از آن کسانی است که آن را به وجود آورده اند و تمام مردم ایران در این حادثه بزرگ نقش داشته اند. در 22 بهمن امسال باید به میدان بیایم و آرمانها فراموش شده آن را دنبال کنیم و فریاد بزنیم : استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی؛ و به افراطیون حاکمیتی و خارجی که دو لبه تیز سرکوب جنبش حق طلبانه مردم ایران هستند فرصت ندهیم که به اهداف ناصواب خود دستیابند .



 
از خانواده امام دفاع کنیم
ساعت ٩:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٢٠  

این روزها باز حمله به خانواده امام از سر گرفته شده است . وظیفه هر انسان آزاده ای است که از این خانواده و مواضع عاقلانه سید حسن خمینی دفاع کند . جرم او این است که می گوید امام را مصادره نکنید. به سخنان امام خمینی عمل کنید . شأن نزول سخنانش را دریابد تنها از منظر تنگ جناحی به امام ننگرید و تفسیر خاص خود را از رسانه های جناحی به خورد مردم ندهید . او می گوید امام را از زبان یاران نزدیکش به مردم معرفی کنید نه کسانی که در زمان حیات آن بزرگوار مخالفش بودند؛ کسانی که توصیه های امام را مولوی و ارشادی می کردند و به نظرات ایشان بی توجه ای می نمودند؛ کسانی که به خاطر یک توصیه امام به مجلس آن هم به خاطر حساسیتهای دوران جنگ مقابلش ایستادند و توهین آمیز گفتند بهتر است امام 99 پوزه بند بفرستد مجلس ! آنهایی که به خاطر آزاد کردن شطرنج و خرید و فروش آلات موسیقی توسط امام، بر او شوریدند و در روزنامه هایشان نوشتند که شما به علت اشتغال به امور سیاسی و اجتماعی از مسائل فقهی دور شده اید . کسانی که فقاهت امام را زیر سئوال بردند .کسانی که امام به آنها می گفت «حواستان را جمع کنید که نکند یک مرتبه متوجه شوید که انجمن حجتیه‌ای‌ها همه چیزتان را نابود کرده‌اند.» (صحیفه امام، بخش ضمیمه، ص 579 در خطاب به شورای نگهبان)

بله امروز عده ای حجتیه ای مفسر نظرات امام شده اند! اما یاران امام و خانواده اش حق ندارند تفسیر خودشان را بگویند . هر چند سید حسن خمینی هیچگاه نگفت فقط تفسیر ما از امام خمینی را ارائه دهید بلکه اندیشمندانه گفت به شأن نزول سخنان امام توجه کنید و سعی کنید امام را از منظر تمام یارانش بشناسانید . او که حرف بدی نزد چرا بر او می تازند؟ چرا اینگونه خشمگین شده اند؟ او، جز اینکه گفته است  امام را آنگونه که هست به مردم بگویید حرف دیگری زده است؟ ضرغامی به او می گوید در این 8 ماه کجا بودی و لابد منظورش این است که در این 8 ماه چرا طرف ما را نگرفتی!! والا مردم که می دانند او در این 8 ماه کجا بود، او کنار مردم بود؛ او به دیدار کسانی می رفت که به تیر استبداد یک جناح  مجروح شده بودند؛ او از خانوادهایی که برای این نظام زجرها کشیده اند و این روزها بر آنان جفاها می شود دلجویی می کرد و می کند. همه دیدند. همه می دانند که تلاش می کرد نتایج فجایع بار یک جانبه گرایی حاکمیت را کم کند و مانع دفع حداکثری مردم از نظام شود . او نصایح پدربزرگ ارجمندش را در دفاع از مظلومان و محرومان انجام می‏داد .جای بسی تعجب است که او را به محرومان جنوب شهری حواله می دهند! مگر او عامل بدبختی مردم است؟آقای ضرغامی! شما که در تمام برنامه هایتان کشور ایران را بهشت می دانی و احمدی نژاد را ناجی مردم محروم معرفی می کنی!! چرا از او نمی پرسی میلیاردها  دلار بیت‏المال این مملکت را چه کار کرده است !  ظرف چهار سال گذشته رئیس جمهور شما  به اندازه تمام دولت‏های قبلی درآمد داشته با این پولها چه کرده؟ چرا باید ما هنوز محروم و فقیر داشته باشیم؟ چرا تو به عنوان یک رسانه یقه رئیس جمهور را نمی گیری؟ چرا اعتراض معدود نمایندگان مجلس به حاتم بخشی های اخیر احمدی نژاد به بولیوی را در صدا و سیما پخش نمی‏کنی . تو برای محرومیت جنوب شهری ها چرا یقه سید حسن خمینی را می‏گیری ؟!!

هر چند مشکل آقای ضرغامی و شریعتمداری و کسانی از این دست سید حسن خمینی نیست بلکه خود خمینی است. زیرا در حمله قبلی به سید حسن آنان از اینکه سید حسن دستور امام به عدم مداخله نظامیان در سیاست را مطرح کرده بود بر آشفته شدند در حالی که نوه امام عین سخنان و وصیت امام را گوشزد کرده بود . جنس مخالفت با میر حسین موسوی هم از همین جنس مخالفت با امام خمینی است. امامی که یک تنه در مقابل تمام جناح راست برای دفاع از دولت میرحسین ایستاد و اگر می بینیم که 20 سال با میر حسین کاری نداشتند به خاطر این است که او کنار کشیده بود . اگر به مناظره میرحسین و احمدی نژاد توجه شود سخنان احمدی نژاد اینگونه آغاز می شود که آقای موسوی برای چه کاندیدا شده‏ای و این جمله را با تندی مطرح کرد انگار که موسوی با کاندیدا شدنش جرم بزرگی مرتکب شده است! 

کسانی که در زمان امام و علیرغم حمایتهای همه جانبه آن بزرگوار از نخست وزیرش، تحمل او را نداشتند آیا خواهند گذاشت او در این دوران به قدرت برسد؟ هرگز!



 
بحران مالی دانشگاه
ساعت ٩:٥٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱٧  

وضعیت مالی دانشگاه به مرحله نگران کننده ای رسیده است.با این حال مسئول دانشگاه که بیش از هر چیز به فکر ارتقاء فرزندان خود با سواستفاده از موقعیت خودش است هیچ برنامه برای خروج از بحران در پیش رو ندارد . او که مدعی بود برای چهار سال دیگر تثبیت شده همچنان در حال لابی کردن است و برای این منظور به هر کاری دست می زند .معلوم نیست اگر مدیریتش تثبیت شده پس چرا این همه به آب و آتش می زند ؟

به هر حال همکاران دانشگاهی در ماههای باقیمانده و در سال ٨٩ دچار مشکلات مالی شدیدی خواهند بود هر چند بعد از روی کار آمدن حاتم زاده این مشکل به صورت فزاینده ای تجربه شده است . از طرفی دول در بودجه سال آینده افزایش حقوق و دستمزد کارکنان دولت  را صفر در نظر گرفته که به قول یکی از نماینگان مجلس این امر  به معنی فریز کردن حقوق و دستمزد کارمندان دولت در سال ٨٩ می باشد .



 
اشداء بینهم و رحماء علی الکفارند
ساعت ۱٠:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱٤  

هر روز فضا را برای منتقدان حاکمیت تنگتر می کنند تعداد زیادی از اساتید دانشگاه و برخی از طلاب منتقد و دانشجویان و روزنامه نگاران در بند هستند . بسیاری از مسئولان سابق نظام و همچنین فرزند شهید بهشتی بدون ایراد اتهامی در زندان هستند. تعدادی از  بهترین یاران نظام و رزمندگان دوران جنگ با شدیدترین برخورد تحت تعقیب قرار می گیرند. نزدیکان امام خمینی از خانواده اش گرفته تا مسئولانی چون هاشمی رفسنجانی و میر حسین موسوی و دیگران هر روز از رسانه ها  و روزنامه های دولتی مورد اتهام و دشنام قرار می گیرند .

در چنین اوضاعی آقای احمدی نژاد در مقابل غرب سر تعظیم فرود آورده و علیرغم اعتراض بسیاری از نیروهای سیاسی با ارسال اورانیوم ایران به خارج و معاوضه با سوخت 20%  دیشب دوباره خواستار این کار شد. این در حالی است که پس از مذاکرات ژنو در چند ماه گذشته و موافقت جلیلی با این امر اغلب شخصیت ها این اقدام را با قرارداد ترکمنچای مقایسه کرده بودند و آن را ناقض استقلال کشور دانستند از جمله آقای لاریجانی رئیس مجلس و آقای بروجردی رئیس کمیسیون امنیت و سیاست خارجی مجلس و حتی مقام رهبری هم تلویحا مخالفت خود را با این توافق اعلام کردند و جالب اینکه  این مخالفت به دنیا و به گره 1+5 اعلام شد و هزینه های آن هم به نظام تحمیل شد!

 اکنون باید دید آقای احمدی نژاد در قبال چه چیزی می خواهد دوباره به این توافق تن در دهد ؟ اگر این کار خوب بود پس چرا این همه مخالفت شد ؟ آیا معامله ای در کار است که یکدفعه از مواضع سفت و سخت نظام در مقابل آمریکا عقب نشینی می کنند و حتی قول آزادی 3 زندانی آمریکایی را نیز می دهند؟ قرار است بعد از آن چی بگیریم ؟

چگونه است که آقای احمدی نژاد در قبال یاران امام و مردم کشورش شمشیر را از رو بسته و با ادبیات توهین آمیز با آنان برخورد می کند ولی در مقابل آمریکا این همه کوتاه می آید ؟ چطور شد تعلیق موقت غنی سازی آن هم زمانی که کشور بعد از حوادث 11 سپتامبر در معرض حمله نظامی بود ، عقب نشینی و خفت و ضعف تلقی شد اما عقب نشینی در مقابل التیماتم آمریکا و غرب عین عزتمندی است؟

چرا برخی با مردم ما با خشونت رفتار می کنند و در نماز جمعه خواستار اعدام جوانان معترض می شود اما در قبال چنین ضعفهای سکوت می کنند .

آقای احمدی نژاد در باره ملوانان انگلیسی هم همین کار را کرد با گل و شیرینی و روسری و کت وشلوار متجاوزان به خاک ما را بدرقه کرد و آنان هم رفتند و هرچه توانستند علیه ما گفتند عکس زیر انزجار یکی از ملوانان بدرقه شده توسط رئیس جمهور ما را نشان می دهد که چگونه روسری اهدایی وی را جلوی دوربین های خبرنگاران دنیا در سطل آشغال می اندازد.

 

مسئولان ما مصداق اشداء بینهم و رحماء علی الکفارند !!!



 
آیا دولت می تواند یارانه ها را هدفمند کند؟!
ساعت ٩:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱٤  

همزمان با بهشت دانستن ایران توسط  آقای احمدی نژاد و یارانش،  عده ای سخت نگران اوضاع اقتصادی کشور هستند. فقدان برنامه ای مدون و علمی برای اجرای قانون هدفمند کردن یارانه ها باعث شده که عده زیادی از کارشناسان اقتصادی در اجرای صحیح این قانون مردد باشند .

محجوب نماینده مردم تهران معتقد است با خوشه بندی های اخیر، که وی آن را غیر علمی می خواند، دولت نمی تواند یارانه های مستقیم را به طور مستمر پرداخت کند. این در حالی است که بسیاری از اقشار کم درآمد در خوشه سه هستند که چنانچه دولت بخواهد به آنها هم یارانه مستقیم بدهد دچار مشکل تامین منابع خواهد شد، چون برای پرداخت یارانه مستقیم به مقدار 20 تا 40 هزار تومان به هر فرد در خوشه های 2 و 1 ، پول کافی در اختیار ندارد.

از نظر کارشناسان پرداخت یارانه به مقدار اعلام شده، با توجه به کمبود بودجه، استمرار نخواهد داشت و پس از ماه های اول متوقف خواهد شد مگر اینکه دولت بخواهد یارانه بگیران را کم کرده یا میزان ناچیز در نظر گرفته را باز هم کم کند .

در حالی که احمدی نژاد قبل از انتخابات در سخنرانی های تبلیغی قول پرداخت 70 تا 80 هزار تومان یارانه به هر فرد را داده بود که پس از انتخابات این مقدار به 20 تا 40 هزار تومان کاهش یافت .با وضعیت مبهم فعلی به نظر می رسد  این مبلغ هم کم  شود و یا به چند ماه محدود گردد!

طبق اعلام های قبلی قرار بود به هر فرد از خوشه 1 ، 40 هزار تومان و به خوشه 2 ، 20 هزار تومان بدهند؛ با توجه به خالی بودن صندوق ذخیره ارزی و اتکای تنها به منابع ناشی از اجرای قانون مذکور اقتصاددانان را به اجرای صحیح این قانون بیمناک کرده و شاید به همین خاطر است که دوتن از نمایندگان منتقد دولت در مجلس شدیدا به کمک  280 میلیون دلاری دولت به بولیوی اعتراض کردند. کاری که پشتوانه اجرای قانون هدفمند کردن یارانه ها تضعیف می کند .

این دولت فاقد دیپلماسی فعال برای ایجاد ارتباط با سایر کشورهاست لذا راحت ترین راه را برای جلب دوستی  کشورهای دیگر در پیش می گیرد و آن هم اعطای میلیاردها دلار کمک نقدی است! و البته بر این حاتم بخشی ها ، بازکردن مرزهای کشور بر کالاهای بنجل چینی ، صدور گاز به قیمت ناچیز به هند و پاکستان و باج دهی های گسترده به روسیه را هم می بایست افزود. با این اصاف به زعم دولتیان اصلاً هم نباید نگران استقلال کشور بود! برای فرار از غرب اگر تا گلو در باتلاق شرق فرو رویم ایرادی ندارد! خدا رحمت کند کسانی که می گفتند نه شرقی نه غربی جمهوری اسلامی یا استقلال ، آزادی ، جمهوری اسلامی .

آزادی که مدتی است نایاب است اما وابستگی تمام عیار به بلوک شرق استقلال کشور ما را زیر سئوال برده است.

 

 



 
فرازهایی از سخنان میرحسین موسوی در گفتگو با سایت کلمه
ساعت ۱٠:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱۳  

امروز مقاومت مردم میراث گرانبهای انقلاب اسلامی است و عدم سازگاری مردم با دروغ، تقلب و فساد که ما این روزها شاهد آن هستیم به خوبی حضور این میراث را نشان می دهد.در سالهای اول انقلاب اسلامی اکثریت مردم قانع شده بودند که انقلاب همه ساختارهایی را که می توانست منجر به استبداد و دیکتاتوری شود از بین برده است و من هم یک نفر از این جمع بودم. ولی الان چنین اعتقادی ندارم. امروز هم عوامل و ریشه هایی را که منجر به دیکتاتوری می شود می توان شناسایی کرد.مردم متوجه اند که با داد و ستدهای بی اهمیت و بدون رعایت مراتب قانونی ممکن است عده ای به کام مرگ فرستاده شوند. تا امام جمعه بی رحمی که همواره از تبعیض و خشونت و تقلب دفاع کرده به قوه قضاییه دستمریزاد بگوید.بنده اعتقاد دارم، آن قرائت از اسلام که مردم را خس و خاشاک و بزغاله و گوساله می نامد و مردم را قسمت قسمت می کند تا عده ای بجان عده ای دیگر بیفتند، متاثر از فرهنگ شاهنشاهی است.امروز زندانها را پاکترین فرزندان ملت پر کرده اند در حالی که منحرفان واقعی و غارتگران بیت المال در بیرون از زندان ها مشغول جولان هستند.شبی نیست که بنده به امام و شهید بهشتی و دیگر شهیدان عزیز فکر نکنم و با آنها نجوا نکنم که شما چه می خواستید و امروز ما به کجا رسیده ایم.ببینید باسهام عدالت و حقوق بازنشستگان و شیوه غلط اجرای اصل 44 چه بلایی به سر مملکت آورده اند.همه ما برای اصلاح به میدان آمده ایم، نه برای انتقام گیری و یا کسب قدرت و یا ویران گری.تلاش برای سوق دادن مردم بسوی شعارهای محدود و از پیش تعیین شده ،اهانت به مردم است و باید شعارها از بطن حرکت های مردمی و بصورت خود جوش و غیر آمرانه بجوشد. همانطور که در سال 57 شعار استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی به صورت طبیعی از دل مردم جوشید.حرکت سبز در هیچ مرحله ای دست از روش های مسالمت آمیز و اخلاقی خود در مبارزه برای احقاق حق ملت دست برنخواهد داشت...



 
وضعیت خوشه ای
ساعت ٢:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱٢  

دوستانی که علاقمند هستند در باره خوشه ها ی هدفمند کردن یارانه ها و خط فقر و غیره اطلاعاتی کسب کنند می توانند گزارش را در ادامه متن در صفحه دوم بخوانند



 
غلطهای آمریکا
ساعت ٧:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱۱  

یکی از اخلاقهای بد ما ایرانی ها این است که برای حل هر مسئله ای و رفع هر معضلی دنبال راه  حل ساده می گردیم. می خواهیم زود و زود به نتیجه برسیم . حاکمیت نیز برای رفع بحرانها و مشکلاتش همین کار را می کند. مثلا اینکه چرا بعد از 30 سال از انقلاب هنوز خیلی از چیزها حل نشده و چرا آن انتظاراتی که مردم داشتند جامه عمل نپوشیده چرا با اینکه حکومت خود را اسلامی میدانیم اما یکی از فاسد ترین نظامهای بورکراسی دنیا را داریم ؛ چرا تورم روز به روز گسترش می یابد و فاصله های طبقاتی بیشتر می شود، چرا کارخانه ها ورشکسته می شوند و تولیدات چینی، پدر هرچه تولید کننده داخلی را درآورده و از دستگاههای مهم و حساس گرفته تا اسباب بازی و سوزن و سنگ قبر، حتما باید از چین و روسیه وارد شوند و هزاران مشکل دیگر؛

جواب این سئوالهای از سوی حاکمیت خیلی آسان است : آمریکا . بله آمریکا بانی و باعث همه بدبختی های این مردم است!

نمی دانیم این آمریکایی که ما مدعی هستیم در باتلاق عراق و افغانستان گیر کرده و در دنیا دچار دردسرهای زیادی شده و در داخل آمریکا هم به حدی نارضایتی زیاد است که دوست جوان آقای احمدی نژاد و رئیس سازمان ملی جوانان آقای بذر پاش برای حمایت از جوانان آمریکایی میلیاردها تومان اعتبار اختصاص داده!! چگونه می تواند برای ما این همه مشکل ایجاد کند؟ این فلک زده که در گرفتن ملاعمر و بن لادن عاجز شده چگونه توانسته بود تا سطح معاونت وزارت اطلاعات ما نفوذ کند و روشنفکران را بکشد و نظام را بد نام کند ؟ این آمریکایی که به قول آقای احمدی نژاد در حال فروپاشی است چگونه توانسته به کهریزک نفوذ کند و جوانان مردم را بکشد و اصولگرایان را بدنام کند؟ آمریکایی که روزگاری هیچ غلطی نمی توانست بکند چگونه این همه غلط کاری می کند؟ البته حاکمیت جواب این سئوال را هم دارد آمریکا توسط اصلاح طلبان و روشنفکران این غلطها را می کند یعنی باز همان جواب یک کلمه ای ساده ! اصلا نیازی است آدم فکرش را به کار بیندازد و دنبال علل مشکلات باشد وقتی می توان به این راحتی به نتیجه رسید . وقتی می پرسیم جنابان حاکمان بزرگوار شما که می گفتید بعد از یکدست شدن حاکمیت توسط اصولگرایان همه چیز حل می شود.پس چی شد؟ چهار سال، همه بخشها دست شما بود .کشور بالاترین درآمدهای طول تاریخ خود را داشت چه کار کردید؟ و باز جوابشان همان است که بود آمریکا و اصلاح طلبها . این روزها از دوست اصولگرایی پرسیدم که چرا احمدی نژاد به نهادهای غیر دولتی وابسته به دوستانش این همه بودجه اختصاص داده او گفت احتمالا یکی از اصلاح طلبها در بودجه ریزی نفوذ کرده و باعث این کار شده ! گفتم آقای مشایی را که به قول احمدی نژاد می گوید یک روح در دو جسم هستند را چه می گویی گفت به احتمال زیاد مشایی هم اصلاح طلب نفوذی است !

خسته تان نکنم به هر حال مشکل تمام کشور آمریکا و اصلاح طلبان آمریکایی هستند دیگر به خودتان زحمت ندهید دنبال دلیل هم نگردید حتی این خوشه ای کردن مردم هم توطئه ای بوده که تاج زاده و بهزاد نبوی و امین زاده در زندان طراحی کردند تا مردم را نسبت به دولت اصولگرا بدبین کنند !!!!! والا آقای احمدی نژاد که جامع همه علوم عقلی و نقلی است.



 
سفر آخرت ( نامه وارده)
ساعت ۱٢:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱٠  

مدیر محترم سایت کارمندان دانشگاه: با سلام و احترام,‌لطفاً متن پیوست را بدون" شکر اندودکردن" منتشر فرمایید. تجربه نشان داده است که داروی تلخ مؤثرتر است.
با تشکر

                سفر آخرت                                 
هردم از این باغ بری می‌رسد و تازه‌تراز هرتازه‌ای  استخاره‌ی تازه دم کارشناسی شده‌ برای فتوای انتقال ( و در حقیقت، محو) کتابخانه‌ی دانشکده‌ی ادبیات از روی زمین است. لابد در سال الگوی مصرف به این نتیجه‌ی حکیمانه رسیده‌اند که دو پادشاه در اقلیمی نگنجند و دو "خانه" برای یک دانشکده از مصادیق بارز اسراف و هدم بیت‌المال است و احوط آن است که آبدارخانه بیست وچهار ساعته به صورت اورژانس باز باشد و کتاب خانه الی‌الابد بسته. بینی و بین‌ا... چه معنا دارد که مشتی کتابدار لاکتاب خسرالدنیا والآخره که نهایت تکلیف شاقشان غبارروبی از چهره‌ی خاک بر سر کتابها و تطهیر مطالب ضاله‌ی آنهاست، در چنین عمارت نوسازی  خوش‌نشین شوند و منزل به دیگری نپردازند و تازه آن را ملک طلق خود هم بدانند و مدعی انواع مداخل و اضافات نیز باشند؟. چرا باید چنین ساختمان عریض و طویلی  را به قرار و مدارهای عاشقانه و کپی‌کاری‌های ناشیانه اختصاص داد؟ تاکی باید صبر کرد که بزرگی, بزرگزاده‌ای ، صاحب‌منصبی بخواهد به زیارت آن بیاید ؟ تا چند باید تحمل کرد که صاحبدلی روزی ز رحمت از شبکه‌ی بارانیف  بورانی، فاضلابی، بخواهد مصاحبه‌ای ترتیب بدهد و تازه آن وقت پشت به این زینت المجالس درعین حال چرخ پنجم کرد و اندر باب تعلیم و تعلم اظهار لحیه نمود؟ اگر دربلاد کفر تمرکز زدایی باب است چه‌باک؟ آنها کافرند وهرچه خلاف کفار عمل شود, عین صواب است و اجر دنیوی و اخروی دارد. اگر در تمام عمر با برکت دانشگاه گیلان یک تصمیم خداپسندانه گرفته شده باشد, تردید نکنید که همین است و جز این نیست.
در دارالعجایبی که سرعت "انترنت" آن به گرد پای یابوی دن‌کیشوت هم نمی‌رسد، به کلیه‌ی فضلا توصیه می‌شود که همانند امام محمد غزالی از آژانس مجاور دولتسرای خود فی‌الحال شتر اجاره بفرمایند وترک یار و دیار کنند و برای تحقیق و تتبع روانه‌ی‌ ترکستان شوند.
اما, این پیرجاهل شیرخام خورده و خشت خام ندیده, خوف آن دارد که مبادا عمر و زید به ضلالت افتاده‌ای خدای نخواسته به نیت کسب  فضایل وکمالات راهی کتابخانه شود و با در بسته و نوشته‌های عجیب و غریب مواجه گردد و راهش را کج کرده زیر لب زمزمه کند:
َلَعَنَ ا...ُ اُمَّةً قَتَلَتْکَ وَلَعَنََنَ ا...ُ اُمَّةً ظَلَمَتْکَ وَلَعَنَ ا...ُ اُمَّةً سَمِعَتْ بِذلِکَ فَرَضِیَتْ بِهِ
                               
هادی همامی



 
مهرورزی با دوستان از جیب مردم
ساعت ۱٢:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱٠  

بر اساس پیوست لایحه بودجه سال آینده، 58 مؤسسه و سازمان غیردولتی از کمک دولت استفاده می‌کنند.

به گزارش آینده، در فهرست این مؤسسات، ‌نام مؤسسه خصوصی آینده روشن، که مشایی خود را مؤسس آن اعلام کرده با سهم یک میلیارد و 200 میلیون تومان، بنیاد پروفسور مولانا با سهم 337 میلیون تومان، مرکز اسناد انقلاب اسلامی به ریاست حسینیان با سهم 500 میلیون تومان، بنیاد بوعلی سینا با سهم 300 میلیون تومان، مؤسسه آموزشی امام خمینی قم (آیت‌الله مصباح) با 10 میلیارد تومان، مؤسسه پرتو ثقلین با 200 میلیون تومان، مؤسسات مصباح‌الهدی و سفینه‌النجات هر یک با سهم یک میلیارد تومان و کانون نویسندگان قم با سهم 200 میلیون تومان به چشم می‌خورد.

همچنین برای مجتمع آموزشی امام خمینی مالزی، یک میلیارد تومان، بنیاد شمس و مولانا500 میلیون تومان، مجمع صلح اسلامی 500 میلیون تومان، مهدیه قم 300 میلیون تومان و برای دانشگاه امام صادق 5/2 میلیارد تومان کمک در نظر گرفته شده است.
http://www.parlemannews.ir/?n=7963



 
وای بر ما
ساعت ۸:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱٠  

برخی می خواهند نظام را به نقطه بدون بازگشت برسانند . جنتی و یارانش نظام را در صورتی می خواهند که خود در قدرت باشند . اعدام دو نفر مخالف که هیچ ارتباطی به حوادث بعداز انتخابات  نداشتند اشتباه بزرگی بود که قوه قضاییه مرتکب شد.متاسفانه روال قانونی در مورد این دو نفر اصلا رعایت نشده است.

این قانونی و شرعی است که دو جوان را به خاطر ترساندن مردم اعدام کنند ؟  در کجای اسلام چنین حکمی وجود دارد ؟ واقعا نوشتن برایم سخت است . بغض گلویم را می فشارد. دستانم یاریم نمی دهند تا دردی که در اعماق وجودم لانه کرده را بازگو کنم . این آن حکومت عدلی بود که وعده اش را داده بودند؟ وای وای وای وای ........



 
شیفتگان خدمت !!!
ساعت ٧:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٧  

در دانشگاه کمتر کسی است که نداند طی ماهها گذشته رئیس دانشگاه و چند تن دیگر برای دریافت حکم رئیس چه کارها که نکردند . با این وصف آقای رئیس دانشگاه در مراسم معارفه معاون جدید آموزشی گفت که از من خواسته شده در پست خود بمانم . این حرف به این معنی است که مدیریت من به حدی درخشان است که از من خواسته اند برای خدمت! بیشتر در پست خود بمانم !! سئوالی که مطرح می شود این است که  اگر جناب رئیس تا بدین اندازه پر توان است که از او خواسته اند همچنان به مدیریتش ادامه دهد پس چرا ایشان مدتی است دانشگاه را به امان خود رها کرده و هر روز در تهران به سر می برند؟  همه می دانند که جناب ایشان به منزل تک تک نمایندگان شهر رشت و سایر شهرهای استان رفته و از آنها خواهش کرده تا کاری کنند که ایشان یا پست بالاتری بگیرند و یا در همین پست بمانند . تنها هم نرفته اند برخی از دوستانشان از جمله آقای عالم وی را همراهی کرده اند.

چرا دروغ ؟ کسی نیست که نداند مسئولان اجرایی استان و حتی برخی از نمایندگان شدیدا از عملکرد ایشان ناراحتند به خصوص سوء استفاده های که آقای حاتم زاده از موقعیت خود کرده نقل مجالس استان است .موضع انتقال غیر قانونی فرزندشان و اعطای بورس دکتر و واگذاری پروژه ساخت  مقبره شهدای گمنام به فرزند دیگرشان و همچنین ارتقاء غیر قانونی به مرتبه دانشیاری و مواردی دیگر چیزهای نیست که از دید دیگران مخفی بماند.با این اوصاف ایشان یا بلوف می زنند و می خواهند رقبا را از میدان به در کنند و یا مملکت از آنی که ما فکر می کنیم خرابتر است که هر که تخلف بیشتر بکند محبوب تر است.



 
مزد ارادت
ساعت ٧:٤٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٥  

در وضعیتی که تکلیف رئیس دانشگاه هنوز مشخص نیست و تهران رفتن ها و و متوسل به این جا و آنجا شدن هنوز جواب نداده معاون آموزشی عوض می شود. آقای دمیرچی که از لحاظ توانایی مدیریتی جزء مدیران رده سوم و چهارم مدیریت قبلی دانشگاه بود تنها بازمانده آن مدیریت تلقی می شود که در بین مدیران فعلی یک سرو گردن از بقیه بالاتر بود. با برکناری او حلقه مدیران تازه به دوران رسیده و بی تجربه کامل شد.

دکتر فلاح که مدتی به خالی کردن زیر پای دکتر دمیرچی مشغول بود در روزهای اعتراض دانشجویان به نتیجه انتخابات، فرصت شناسی! کرد و نقش مؤثری برای سرکوب دانشجویان بازی نمود .به گفته برخی از همکاران او برای نشان دادن اوج ارادت خود به قدرتمندان داخل و بیرون دانشگاه،  نزدیک بود با دانشجویان برخورد فیزیکی نماید. او باید این کار را می کرد چون مدیریت ضعیف او در امور آموزشی و ایجاد نارضایتی های گسترده دورنمای روشنی برای آینده اش تصویر نمی کرد لذا او باید به گونه ای واضحتر به مسئولان می فهماند که می تواند مهره خوبی برای آنان در مواقع حساس باشد . و اینک او مزد این جانفشانی را گرفت.



 
خبرهای خوش خوش خبر!
ساعت ٧:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٥  

سالهاست با خبرهای خوش هسته ای و غیره ملت سرکارند .معلوم نیست با این همه خبرهای خوش چرا جامعه اینقدر افسرده و سر درگریبانند. یک نفر نیست به این آقا بگوید ملت از تو کار و رفاه و زندگی همراه با امنیت و آرامش می خواهند. با این وضعیت سیاسی داخلی و انزوای خارجی و گسترش تحریمها و وابستگی شدید به بلوک شرق(چین و روسیه ) و رکورد تورمی در اقتصاد و روشن نبودن دورنمای اقتصادی وسیاسی و اجتماعی کشور، دیگر برای کسی حال خوشی نمانده که به این برنامه های نخ نما شده  و تبلیغی دلشان خوش شود .

آقای خوش خبر! بهتر است به جای خبرهای خوش!جدید، تکلیف خبرهای خوش قبلی را روشن کنی و بگویی آن خبرها چه گلی بر سر این ملت زده که می خواهی خبرهای دیگر بدهی ؟ در این چند ماه شعور بالای ملت به شما نفهماند که این عوام فریبی ها دیگر پاسخ نمی دهد . حداقل شیوه عوام فریبی را تغییر بده تا حال مردم بیش از بهم نخورد . صدها نفر بیگناه از فرزندان این ملت دارند در زندانها و در بدترین شرایط  می پوسند همه صدا دارد خفه می شود هر روز مردم تهدید به مرگ می شوند و خفقان شدید بر جامعه حاکم شده و کسی که مثلا باید مجری قانون اساسی باشد وعده خبرهای خوش می دهد.



 
و اینک دردسر خوشه ای
ساعت ۱٠:۱۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٤  

این هم از کرامات دولت فخیمه است که بعد از افزایش تبلیغاتی حقوق در اردیبهشت ماه به انحای مختلف آن را تکه تکه از جان بی رمق کارمند می کند.

مستحضرید که حق بیمه درمانی را افزایش داده اند بدون اینکه خدمات آن را افزایش دهند . پول دارو طی یکسال گذشته به معضل بزرگ خانواده های کم درآمد بخصوص کارمندان شده است . اغلب داروهای مهم برای بیماریهای حساس قلب و اعصاب در تعهد بیمه نیست . معلوم نیست وقتی هر روز تعهد بیمه کاهش پیدا می کند دیگر چرا حق بیمه را افزایش می دهند .جالب اینجاست که می خواهند این تصمیم را عطف به ماسبق کنند و معوقه را یکجا از حقوق کارمندان کم کنند! درست است که مسئولان ما را غم کارمند نیست اما آنها تا این اندازه در کسب امتیازات شخصی خود غرقند که حتی وقت نمی کنند نگاهی به وضعیت معیشتی کارمندان بیندازند؟ خبرها را دنبال نمی کنند؟ اخطارهای مکرر بانکها برای کاهش حقوق و یا قطع حقوق کارمندان را نمی بینند ؟

حساب دو دوتا چهارتاست . وقتی درآمد سال ٨٨  ما با درآمد سال ٨٣ هیچ فرقی نکرده و در عوض قیمت ها هر روز در حال افزایش است و عواقب دردناک طرح تحول اقتصادی هم در راه است و قرار گرفتن اغلب کارمندان در خوشه سه هم غوز بالاغوز شده آیا مسئولان ما نمی خواهند درک کنند کارمند دیگر جانی برایش نمانده است .

واقعا جای بسی تاسف است که همکاران ما که با یارانه از هزینه های زندگی بر نمی آیند بدون یارانه چه کار باید بکنند ؟ مسئولان ما هم که با درآمدهای میلیونی خیالشان جمع است .واقعا کارمندان چه کار باید بکنند؟ از هرکس که می پرسیم می گویند در خوشه سه قانون هدفمند کردن یارانه ها قرار گرفته اند واین یعنی اینکه یارانه نقدی به آنان تعلق نمی گیرد اما تورم ناشی از حذف یارانه ها یقه آنان را می گیرد!!

برای اینکه بفهمید در کدام خوشه هستید کد ملی سرپرست خانوار را به شماره ٣٠٠.٠٠٠ اس ام اس کنید خوشه ای را که در آن قرار دارید معین می شود .

همکاران لطفا خوشه های خود را به صورت پیام به وبلاگ بفرستید تا بدانیم وضعیت همکاران دانشگاهی به چه صورت است اما جهت اطلاع عرض کنیم که حتی برخی از شرکتی ها هم در خوشه ١ نیستند در عوض برخی همکاران با حقوق بالاتر از آنها در خوشه ١ قرار گرفته اند

 



 
میراث احمدی نژاد برای ملت ایران
ساعت ۱:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۳  

 مدتی است که ما به مسئله گاز حساس شده ایم! نه اینکه قرار است سال آینده قیمت گاز چند برابر نشود !! بنابراین کمی داریم تحقیق می کنیم ببینیم چطوره که ایران گاز خود را ارزان می فروشد و گران می خرد!

همین جور که به قول دوست کربلایی داشتیم در فضای سایبری گشت و گذار می کردیم به مصاحبه ایسنا با محمدهادی نژاد حسینیان ـ معاون سابق امور بین‌الملل وزارت نفت بر خوردیم وفکر کردیم بد نباشد  نکته هایی از آن  را برای دوستان و همکارانی که موفق به خواندن این مصاحبه نشدند و قرار است سال آینده چند برابر قیمت فعلی پول گاز پرداخت کنند ، ذکر کنیم :

ایشان گفتند : «قیمت به دست آمده از فرمول توافق‌شده برای صادرات گاز به هند و پاکستان حدود 60 درصد از قیمت‌های امروز بازار دنیا کمتر است».

«اگر حجم صادرات به هند و پاکستان روزانه 60 میلیون متر مکعب باشد، از جیب مردم ایران روزانه 25 میلیون دلار به هندی‌ها و پاکستانی‌ها تخفیف داده می‌شود و اگر 150 میلیون متر مکعب در روز صادر کند، میزان تخفیف روزانه بالغ بر 55 میلیون دلار خواهد شد و در دوره 25 ساله قرارداد برای حالت اول 225 میلیارد دلار و برای حالت دوم 495 میلیارد دلار تخفیف داده می‌شود. به طور خلاصه قرار است برای رفع تنش بین هند و پاکستان از طرف هر ایرانی 2.3 تا 7 میلیون دلار به شرکت‌های گاز هند و پاکستان کمک بلاعوض شود.»!

ظاهرا تخفیف درچنین قراردادی نیاز به رای دوسوم نمایندگان مجلس دارد که بسیار بعید است نمایندگان ملت با آن موافقت کنند. » [ آقای دکتر چرا بعید است .مجلس پر است از وکیل الدوله ها . وقتی طرح 5 روزه اعدام مردم معترض را می دهند آن وقت بخشش چند میلیاردی سخته .

سئوال وبلاگ: خب حالا چرا دولت آقای احمدی نژاد که خود را بهترین دولت از زمان کوروش هخامنشی تا کنون می داند چنین بذل و بخششهایی کرده ؟

آقای دکتر جواب می دهد] : «عده‌ای اصرار به امضای قرارداد حتی با قیمت های پائین دارند تا به مردم بگویند قراردادی را که چندین سال در دست مذاکره بوده و دو دولت قبلی نتوانسته بودند آن را امضا کنند، ما با قاطعیت امضا کردیم»

[این نکته مهم است، دولت احمدی نژاد در تمام این مدت خواسته فقط رو کم کند، همین!دولتهای قبلی نمی خواستند برای کسب این موفقیت میلیاردها دلار تخفیف بدهند و زیر بار حرف خریدارها نمی رفتند اما این دولت که منافع ملی برایش مهم نیست فقط می خواهد چیزی داشته باشد تا با آن تبلیغ کند و این انتقام گیری و جنگ بچگانه ،به گفته حسن روحانی ،تا کنون برای ما 370 میلیارد دلار هزینه داشته است و دستاوردش تورم بالا و رکود بی سابقه در اقتصاد کشور و کاهش درصد رشد اقتصادی از 8/6% به 3% است .

میراث احمدی نژاد برای مردم ما بذل و بخشش های میلیاردی تا سالهای سال است. ]



 
...و مهار تفکر
ساعت ۱۱:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۳  

پس از مهار سیاسیون با زندان انداختن آنان و مهار مطبوعات با بسته شدن آنها و مهار ماهواره با پارازیت و مهار سایت های اینترنتی با فیلتر شدن آنها و مهار مردم در تظاهرات خیابانی با گلوله و باتوم و زیر گرفتن ماشین های سبز رنگ! نیروی انتظامی، گویا حاکمان ما به نتیجه نرسیده اند و تنها راه ممکن برای مهار هر چیزی که آقایان را خوش نمی آید تصمیم گرفته اند که فکرها را مهار کنند!!! همسر آقای محمد نوری زاد در نامه ای  برای مردم نوشته است که بعد از یکماه بی خبری از همسرم به دادستانی رفتیم و جناب دادستان گفتند تا زمانی که افکارشان (محمد نوری زاد) مهار نشود هیچ ملاقاتی و تماسی با خانواده و یا وکیل نخواهد داشت. این یعنی التزام عملی به قانون اساسی !!!

 

در روز 26/10/88 در باره مناظره های اخیر تلویزیونی مطلب نوشتیم و در آن آوردیم ((اما گویا همین آب باریکه ناچیز برای انعکاس نظرات مردم معترض، بسیاری از اصولگرایان را خوش نیامده و موفقیت های آقای اطاعت در مناظره شدیدآ آنان را آزرده و به واکنش وادارشان کرده است و این خود نشان می دهد که آنان تا چه حد تمامیت خواه هستند . یقیناً مناظره های بعدی به گونه ای برگزار خواهد شد که کمتر بازتاب دهنده نظرات معترضان باشد. آنان این برنامه را به شرطی ادامه می دهند که منافع آنان را به خطر نیندازد و اگر این عقب نشینی برایشان هزینه داشته باشد و باعث ریزش نیروها وابسته به آنان گردد حتماً از ادامه کار آن جلوگیری خواهند کرد. ریزشی که تا درون نیروهای ارزشی و وزارت خارجه هم نفوذ کرده است.))

از آن روز زیاد نمی گذرد . طی هفته گذشته تلاش زیادی کردند تا تأثیر سخنان  دکتر اطاعت را پاک کنند و با پخش اطلاعیه هایی ادعاهای وی را دروغ جلوه دهند لابد بسان همه دروغگویان و گناهکاران، تلویزیونی ها هم فکر می کنند همه مثل خودشان دروغگو هستند!

به هر حال پیش بینی ما درست در آمد و آخرین مناظره که توسط دو حامی سرسخت و تندرو جناح حاکم با حضور مجری رجاء نیوزی شکل گرفت معلوم کرد که بخش تندرو و خشن جریان اصولگرا تا چه اندازه از حقیقت می ترسد . نقطه ضعف این گروه آگاهی مردم است . مهار تفکری که آقای محسنی اژه به همسر محمد نوری زاد گفته از همین ترس نشأت می گیرد. این گروه از مصالحه ، آشتی و مناظره بیم دارد چون لازمه این کارها شفافیت است که آنها شدیدا از آن نگرانند . حتی شریعتمداری که خودش در یکی از مناظره ها شرکت کرده بود نسبت به ادامه آن موضع گرفت. با رصد سخنان افرادی مثل اژه ای ، حسینیان، احمد خاتمی ، برخی از نمایندگان حامی دولت در مجلس ، رسایی و تعدادی از محفل دوستان احمدی نژاد ، در می یابیم که اینان از آرامش فضای عمومی کشور به خشم می آیند و تلاش می کنند با سخنان تحریک آمیز فضا عمومی کشور را بحرانی تر نمایند برای اینکه بقای این افراد در درگیری و بازداشت و کشتن مخالفاشان است .



 
هدفمند کردن یارانه های از شعار تا عمل
ساعت ٧:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/۳٠  

یکی از چیزی های که این روزها همه،  بخصوص کارمندان و اقشار کم درآمد جامعه را به خود مشغول کرده،  مسئله حذف یارانه ها و پرداخت نقدی آن است. به عبارتی گران شدن چندین برابر هزینه ای آب و برق و گاز و بنزین و گازوئیل و دریافت 20 تا 40 هزار تومان به هر فردی که شانس حضور در دهکهای پایین جامعه را داشته باشد.

متأسفانه طرحی با این عظمت با چراغ خاموش اجراء می شود و هنوز سئوالات زیادی وجود دارد که حتی نمایندگان مجلسی که این لایحه دولت را تصویب کرده اند جوابش را ندارند مثلاً اینکه تقسیم بندی مردم با چه فرمولی صورت گرفته و اطلاعات دریافتی، مورد راست آزمایی قرار گرفته است یانه ؟ رقم قطعی یارانه نقدی چقدر است ؟و..

شاید بهتر بود دولتی که سابقه خوبی در اجرای طرحهای اینچنینی ندارد طرح هدفمند کردن یارانه ها را با جزئیات به صورت کتابچه ای منتشر می کرد تا مردم و بخصوص نخبگان اقتصادی آن را به طور دقیق مطالعه و ضعفهای آن را گوشزد می کردند.اما چه سود که این دولت با برنامه مخالف است . اگر قرار باشد سرنوشت یارانه ها به سرنوشت سهام عدالت و یا سهیمه بندی بنزین دچار شود، بهتر است اصلاً اجرا نشود. مردمی که سخت ترین دوران اقتصادی خود را طی می کنند دیگر تحمل فشارهای بیشتر را ندارند .

می بینیم که بسیاری از مردم کم درآمد جامعه با گذشت چهار سال هنوز سهام عدالت نگرفته اند هرچند اغلب کسانی هم که گرفته اند چیزی عایدشان نشده است. در همین دانشگاه اساتید دانشگاه سهام عدالت گرفته اما نیروهای شرکتی هنوز نگرفته اند .البته دادن و یا ندادن این سهام چندان فرقی نمی کند ولی در مورد یارانه قضیه کاملامتفاوت است . در خوشبینانه ترین حالت با اجرای قانون هدفمند کردن یارانه ها تا 15 درصد بر تورم افزوده خواهد شد و تورم موجو به 40 تا 50 درصد خواهد رسید.( البته برخی از اقتصادانان رقم آن را بالاتر می دانند)

کارمندی را در نظر بگیرید که 600 هزار تومان در ماه درآمد دارد . این فرد اگر شانس بیاورد و جزء خوشه اول دهکها باشد (که طبق خبرها اعلامی نیست ) و خانواده ای 3 نفره باشند 120 هزار تومان یارانه نقدی در هر ماه دریافت خواهد کرد . همین کارمند اگر فقط به فیش آب و برق خود رجوع کند و قیمت غیریارانه ای برق و آب مصرفی خود را نگاه کند خواهد دید که این مبلغ تنها شاید افزایش قیمت آب و برق او را جبران کند. معلوم نیست چنین خانواده ای با تأثیری که این قانون بر قیمت مایحتاج عمومی و سایر موارد خواهد داشت چه کار باید بکند .به یاد داشته باشیم که میلیون ها خانوار این کشور درآمدی معادل درآمد کارمند فرضی ما را ندارند !

بله حذف یارانه ها امری است که از دیر باز مطرح بود و اگر دولتهای قبلی که درآمدهای هنگفت دولت فعلی را نداشتند نتوانستند آن را عملی کنند مشکلات مردم را در نظر می گرفتند .آن دولتها نمی خواستند شجاعت خود را با بیچاره کردن مردم به رخ بکشند . جای تعجب است نماینده مجلسی که خود را استاد دانشگاه می داند می گوید دولتهای قبلی شجاعت اجرای این قانون را نداشتند اما این دولت دارد!!

برای اجرای این قانون می بایست زیر ساختها را آماده می کردند . صندوق ذخیره ارزی را انباشته از دلار می کردند . تورم را یک رقمی می کردند رشد اقتصادی را به حد قابل قبول می رساندن مشکلات سیاسی محاصره اقتصادی را تا حدودی حل می کردند .بسترهای سیاسی و اجتماعی آن را آماده می کردند آن وقت با برنامه ای از قبل طراحی شده که جزئیاتش به اطلاع عموم رسیده باشد قانون را اجرا می کردند. با شعار و تجمعات ساندیسی و تبلیغات نمی توان اقتصاد جامعه را اداره کرد.

متأسفانه شواهد نشان می دهد که این دولت تنها می خواهد افتخار اجرای این قانون را نصیب خود کند و به تبعات آن فکر نمی کند .

بله این قانون عملی می شود اما با خون به چگر کردن و فلاکت مردم.